تبليغاتX
پارسیان

parsees

سینا ساعی

parsees

http://parsees.blogfa.com

پارسیان

پارسیان

پارسیان

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر
كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست ما هستیم

پارسیان

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

پارسیان
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

ما هستیم
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  حکایت آهیر
مرتبط با : دلنوشته
ارسال شده در: شنبه 13 تیر1388
 

شاهدی هر روز وارد زیارتگاهی می گشت و می گفت : ندانم سحر ها تازگی را ندهی چرا تو بر نگاه ساده ی تازه روی نو خانه دل گشته و راز ها وشور های امروزی نی یاد را چرا اینگونه می نوازی. قیامی آسمانی سر میکده ی یاری کن /نازی سرخوش تر راهی این نسرین کن /عطش شعله قهر تباهی وا نرهانید مرا /نی ساقی توان،راه نشان دل کن-از نگاهتاریک ظهر امروز،رنگ نورهایم سایه ای نهان کرده .این سایه به دور انداز دل را خدایی کن-.

شاهد به هوای او، صبح گاه به حوایش نی،ساز تمام رازناگفته به دامانش می برد. نجوای سحرگاهی تاریخ رانشان می کند،تاریخ دلشدگی را و ما پاک راهی سحری نه سوی ترانه ها ،روی نگاه حمد می گشاییم دردها را،زحمد تاع زمان چه زود رام می شود .خدایا از نگاه سردش ترانه ها رها نکن / ترانه سر مرا ز عشق من جدا مکن/ شفا همین رهگذری و زار و ناله سمن /ترانه ی رهایی،ندای بی صدا شدن/ لاله توافی زند فردا تک نگاهش/ستاره تنها ترین رگبار ندایش/.شاهد همه راه وصال ز ره دل پیموده است و ناله سر تکانی روی نزول داده است.

نذورات سه تبار را با ندایی پاسخ می گویند که برترینشان عاشقانند. نگار سوره های توحید را نداوار به گوش دل زمزمه می کرد و ازعمق شبها قوای دل را تازه می کرد و شاهد هزار راز وداع زان گوش دل داشته را ،به صد آه دل آغشته می کرد . صدای درد
آهیر قیام تار نی، سرترانه ی راه نوازش را به دوش آسمان تکیه می کرد . محبت همره راه بهار، آسان نیایش نگار ، سهم ترانهی راه نیایش را از او می گرفت . تاجی ندارد هاخانی آهیر به گفته دل نهان ساز تباهی رنگ نا گفتنی ها.کاش وادی یار را نمایان تر کنی تا نماینده هر آه .داغ ور سحر تا تاراج داغ آهیر را می گواهد نور سپید تقدیر راز نگاه این قسم آشکار نکند.

شاخهها هراس رگبار و زیارت نور دارند آنوقت نورها سایه تو روشن نگاه می دارد.قفس از سوز مرغ یاس می کند یاد اما راهوار وادی شور ،امید نگاهت یاسی می کند.برای نوشتن سطر ها توان راهپیمایی نوشتن برا قلم تویی لیک نشستی ساکت ترانه راهنمایی نویسنده را می خوانی .لحظه طولانی ترین فاصله ها است در راه وادی غروب که می گذرد مردمی ها نگران و عدالت ناستایش ترین رنگ نغض است.

شاهد به زیارت گاه نرفت سالی ،تنها را نگاه قیام آسمان سیاه مرطوب یاری شد وآسمان نیز نبارید بر شاهد هوای راز وادی زیارت یار،حال او رهگذر وادی شب است نه یادگاری زعشقو دوست داشتن آهیر.

نوشته شده توسط شهروز روشانی ,

  و باز هم ناکامی !
مرتبط با : ورزشی
ارسال شده در: شنبه 16 خرداد1388
سلسله ناکامیهای فوتبال ایران بعد از جام جهانی 2006 همچنان ادامه دارد و گویا قصد ندارد به این زودی دست از سر فوتبال بی نوای ما بردارد.امروز در حالی که ایران میتوانست با پیروزی مقابل کره شمالی خیال خود را برای صعود تاحدی راحت کند با تساوی برابر این تیم خیال کره جنوبی و عربستان را تا حد بسیار زیادی برای رفتن به آفریقای جنوبی راحت کرد تا حتی سومی ما هم باز هم با اگر و اما های فراوانی روبرو شود.

تیم ملی بازی را در نیمه اول خوب و هماهنگ تر از گذشته آغاز کرد و چند موقعیت هم برای گلزنی داشت که با بی دقتی بازیکنان هدر رفت.تیم با همان سیستم تک مهاجمی دوران علی دایی بازی می کرد که نقش تک مهاجم ما را هاشمیان بر عهده داشت.اما نکته ای که در این یک سال اخیر بازیهای تیم ملی به چشم می خورد تبدیل شدن وحید هاشمیان به علی دایی سالهای پایانی بازیگریش است.هاشمیانی که سالهای قبل یکی از بهترین بازیکنان تیم ما بود با نیمکت نشینی های مداوم در تیم باشگاهی اش و بالا رفتن سن دچار افت شدیدی شده است که او را از حضور موثر در ترکیب اصلی ناتوان کرده است.با آغاز نیمه دوم کره شمالی فشار را بر روی تیم ما زیاد کرد تا آنجا که چندین بار تا آستانه فتح دروازه ایران پیش رفت.سرانجام بازی با مساوی بدون گل به پایان رسید تا سرنوشت هر دو تیم در هاله ای از ابهام قرار داشته باشد.در این بازی هم مثل بازیهای قبل ستاره تیم سید مهدی رحمتی بود که بارها با واکنشهای دیدنی دروازه ایران را نجات داد و البته مشخص است که تیمی که در تمام بازیهایش دروازبانش ستاره آن باشد باید در گروه پنج تیمی چهارم باشد.یکی دیگر از نکات بازی امروز نیمکت نشینی بازیکنان آماده لیگ مانند خسرو حیدری و محمدرضا خلعتبری بود که میتوانستند به جای بازیکنان ناآماده ای مثل کعبی و مهدوی کیا و هاشمیان به میدان بروند و  البته تعویض عجیب افشین قطبی که محسن خلیلی را که یک سال مصدوم بود را در چنین بازی حساسی به میدان فرستاد و او هم چند لحظه بعد ورود به میدان با مصدومیت شدیدی که پیدا کرد از زمین بیرون رفت تا تیم بدون مهاجم نوک تا پایان مسابقه به بازی بپردازد تا نشان دهد قطبی هنوز آشنایی کاملی از بازیکنانش ندارد.

به هر حال انتظار هم نمی رفت تیمی که 4 سال است هیچ بازی مهمی را نبرده با 40 روز مربیگری قطبی تحول عظیمی در آن صورت گیرد.باز هم چشم امیدمان باید به لطف تیمهای دیگر و البته تیم خودمان باشد تا شاید با سومی در گروه به پلی آف برویم و یک صعود سکته آور دیگر را تحمل کنیم.راستی شانس آوردیم کسی تو جایگاه ویژه نبود وگرنه شاید همین مساوی رو هم نمی توانستیم بگیریم !

نوشته شده توسط کیان روشن ضمیر ,

  نقد اخراجی های2
مرتبط با : سینمایی
ارسال شده در: یکشنبه 10 خرداد1388
اخراجی های 2

خلاصه ی داستان : در ادامه ی ماجرای اخراجی های 1 گروه اخراجی ها اسیر می

 شوند وبه کشور عراق برده می شوند همزمان هواپیمای خانواده اخراجی ها که عازم سفر مشهد هستند توسط ربایندگان (منافقین)ربوده می شود وبه کشور عراق برده می شوند. 

حالا خلاصه داستان نقد این فیلم : روزی از کنار سینما با عجله عبور میکردم در قسمت بلیط فروشی سینما نوشته ای برنگ قرمز نوشته شده بود:بلیط برای امشب تمام شد!مدتی بعد چند تن از بچه مدرسه ای های خانواده که به صورت مینی بوسی از طرف مدرسه به سینما جاری شده بودند از خوبی های فیلم می گویند و...

فیلمنامه ی اخراجی های 1 با هدف نشان دادن طیف های مختلفی که در جبهه حضور داشتند شکل گرفت .ده نمکی در شماره 1 موفق تر عمل کرده اما در اخراجی 2 به دلیل خروج قهرمان اصلی داستان (مجید سوزوکی)و افزایش شوخی های لفظی از خیلی جهات ضعیف بود به عنوان مثال نبود مجید سوزوکی که نماد حضور طیف های دیگر بود که در جبهه دچار تحول می شدند،در اخراجی 1سیر تحولی شخصیت او و نوچه هایش در طی فیلم احساس می شد اما دراخراجی 2 منطق ضعیف تحول لات های اسیر(که به آن ها اشاره خواهد شد)وهمچنین انفعال سایر اسرادر تصمیم گیری ها از ضعف های فیلم نامه ی اخراجی 2است .عدم توجیه لزوم  نقش مهراوه شریفی نیا ودیالوگ های شعاریش از دیگر ضعف ها می باشد.

اخراجی ها بر مبنای داستان قوی و روایت تصویری نمی باشد وشوخی های خنده داری که ده نمکی نوشته است جزو اصل فیلمنامه به حساب نمی آید برای امتحان می توان همه بخش های طنز ودیالوگ های شعاری را حذف کرد اگربدون بخش محذوف در روایت داستان اصلی فیلم دچار اشکال نشویم، یعنی آن بخش حذف شده وجودش برای فیلمنامه ضروری نیست(فیلمنامه چیزی نیست جز ثبت علایم واشاراتی برای انتقال اصوات و تصاویری بر نوار فیلم ،به طریقی که ابلاغ پیام فیلمساز،حد اکثر تاثیر خود را،در حداقل زمان،بر مخاطب بگذارد«مقدمه ای بر فیلمنامه نویسی تالیف ابراهیم مکی ») لیست بلند بالای مشاوران فیلمنامه در اخراجی 2 ونتیجه ی کار نشان می دهد که یا ده نمکی مشاوران خوبی ندارد یا از نظر آن ها به خوبی استفاده نکرده یا مورد مشورت با آن ها در مورد اصل فیلمنامه نویسی نبوده است.پایان فیلم ناتمام مانده است به نوعی ده نمکی احساس کرده که با یک سرود ای ایران می تواند به سادگی پایان فیلم را نشان بدهدو بدون اینکه تعلیقی در کار باشد می نویسد ادامه دارد ...در سکانس های ابتدایی جنگ در بیمارستان تقریبا همان شلوغی های فیلم های جنگی خودمان را باکیفیتی پایین تر مشاهده می کنیم اما نکته ای که همین سکانس ها را برای ما جذاب می کند شوخی های اخراجی هاست که از طرفی بار عاطفی و هیجانی صحنه را از بین میبرد واز طرفی خلاهای جلوه های ویژه خوب و... را می پوشاند در ادامه ده نمکی تقریبا اکثر صحنه ها را به همین شوخی ها آغشته می کند و در کنار کمدی لفظی اخراجی ها یک ملودرام کلیشه ای که بشدت حماسی شده را به مردم نشان می دهد.در بعضی از سکانس ها مانند در خیال فرو رفتن شریفی نیا که صحنه فوتبال را تجسم می کند می بینیم که فیلم در عین خنده دار بودن در سطح کمدی ها و فیلم های پاپکورنی آمریکا پایین می آید(که در واقع فیلم دقیقا نمونه آماتوروایرانی همان فیلم هاست)یا صحنه مصاحبه خنده دار با عبدی و...که در مقایسه با اخراجی های1  خیلی سطحی تر بود در شماره1 شخصیت ها در موقعیت های کمیک قرار می گرفتند و باعث خنده می شدند و در واقع خنده مردم به حاشیه ی فیلم مربوط نمی شد ،مردم به خود فیلم وداستان آن واعمال شخصیت ها در طی فیلم می خندیدند که نتیجه ی آن در پایان این است که احساس می کنند که یک فیلم خوب کمدی را از ابتدا تا انتها دنبال کرده اند نه یک داستانک ضعیف که دارای زنگ تفریح های حاشیه ای است اما می بینیم همین زنگ تفریح ها تا پایان فیلم تماشاگران را میخکوب می کند اما زمانی می توانیم عکس العمل مردم را مشاهده کنیم که وارد صحنه های حماسی می شویم مانند صحنه ای که فخرالدین صدیق شریف قبول می کند که در مراسم جلوی خبرنگاران با بعثی ها همکاری کنند تک گویی طولانی و پر از عشق به میهن و وطن دوستی که چندان در جهت داستان نیست و فقط قصد متأثر کردن تماشاچی را دارد که دقیقا بالعکس عمل می کند و باعث خستگی و زده شدن بیننده از فیلم می شود هنگامی این دیالوگ های سنگین شعاری،بدتر نشان می دهد،که دیگر مردم داستان را رها کرده اند وبیشتر منتظر تیم اخراجی ها هستند تا شوخی هایشان را بشنوند حتی دکوپاژی که دوربین به دور بازیگران می چرخد و دیالوگ های حاجی را می شنویم به حد کافی خسته کننده و سر گیجه آورهست واز این نظر نیز کارگردانی،ضعف خود را به نمایش می گذارد.در سکانسی که اسیرلات که به نوعی نقش تمام منفی در میان اسرا بود نشان می دهد که انگیزه اش از فروختن هموطنانش بدست آوردن سیگار است همان جاست که شاهد سیگارهایی هستیم که از طرف اسرا بر سر او می بارد این بارش طولانی سیگار(از لحاظ جلوه های ویژه بماند)تنها دلیل بازگشت شخصیت از مسیر بسیاررفته و همراه شدنش با سایر اسیران می باشد که احتمالا باید فرض می کردیم که خیلی تاثیر گذار است اما منطقش خیلی ضعیف است.در سکانس های هواپیما مهراوه شریفی نیا معلوم نبود به چه دلیلی همراه نامزدش سوار هواپیما شده است او بی هیچ دلیلی شروع می کند به ساز مخالف زدن در حالی که برای یک هواپیما ربایی آماده شده بود که همین پرداخت ضعیف شخصیت در فیلمنامه باعث کلیشه ای شدن دیالوگ هایش می شود و هر چقدر هم شریفی نیا بازیگر خوبی باشد نمی تواند به تنهایی تمام ضعف های کارگردانی و فیلم نامه را بپوشاند در همانجا بازی پر از اغراق امیریل ارجمند(هواپیما ربا)را می بینیم سایر بازیگران بخش هواپیما به ویژه شیلاخدادادو رضویان از نظر من خوب بازی کردند  ولی متاسفانه رضویان نتوانست مانند سکانس های ابتدایی ساده وروان بازی کند و دچار نوعی با مزه شدن شد که تأثیر بدی روی کارش داشت(فشار وتنش در حین دیالوگ گویی)در کل از نظر هدایت بازیگران که از وظایف کارگردان(یا بازیگردان)می باشد ده نمکی نتوانسته یک بازی یکدست از بازیگران بگیرد وهرجا که بازیگران پرتجربه و کاربلد در اختیار داشته،بازیگر می درخشد(به ویژه دیربازدر اخراجی 1 واکبر عبدی)حسام نواب صفوی بازیگر نقش رسول خیلی فراتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم او که در فیلم وقتی همه خوابیم ساخته استاد بهرام بیضایی نیز توانسته بود بازی قابل قبولی را ارئه دهداین بار نیز به عقیده من خیلی خوب نقش نه چندان قویش را (از نظر فیلمنامه)ایفا کرده است.در میان دیالوگ های فیلم دیالوگ شریفی نیا(مفهوم دیالوگ) برای توجیه کارهایش می گوید:«ما بایدبین بد و بدتر،بد را انتخاب کنیم» و«الآن من برای تقیه می خواهم به آن ها بپیوندم و می خواهم با آن ها باشم تا نگذارم خیلی از صراط مستقیم خارج شوند»که دارای طنز تلخی می باشد یا یکی از بسیجی های مسجد که پیاپی،نرفتنش به جبهه را با طلب نشدن و خواست خدا نبودن توجیه می کند و هنگامی که هواپیماربا از او سوال می کند که "معلومه تو طرف کی هستی ؟"او می گوید "من طرف حقم... الآنم حق با شماست" او نماد کسانی است که وقتی منافعش به خطر می افتد سعی می کنند تا تاریکی شب و روز را انکار کنند..

در مورد ساده گرفتن فیلم نامه و دکوپاژ و حتی موسیقی به خصوص ای ایران پایانی که ده نمکی ساده ترین کار ممکن یعنی استفاده از موسیقی ضبط شده را انجام داد که با توجه به سازهای موجود در دست اسرا وسرود ای ایران ضبط شده مخاطب به هیچ وجه راضی نمی شود وخود من احساس کردم به من توهین شده است حداقل کار ممکن این بود که با تعداد سازهای کم و هم آوایی بازیگران بخش اسرا،یک ای ایران جدید برای فیلم بسازد فکر نکنم فیلمی که شماره1 آن این همه فروش داشته است از لحاظ مالی به مشکل بر می خورد.

در کل اخراجی های 1و2 از اولین ساخته های ده نمکی در عین استقبال بی نظیر مردم از این فیلم شاهد هستیم که منتقدان بشدت از این فیلم انتقاد می کنند وحتی فیلم را با شخص ده نمکی می کوبند(بیشتر بدلیل آزادی او که بسیار بیشتر از فیلمسازهای دیگر است) این دید انتقادی حتی در این نوشته نیز موجود است(چون واقعیت است)اما اگر کمی واقعیت را بنگریم خواهیم دید از آن جایی که سینمای ما در طول سال فقط چند اثر عامه پسند (دارای ارزش یکبار دیدن نه مثل فیلم های تجاری که کپی فیلمفارسی وفیلم هندی هستند)بر روی پرده می آورد، حتما پرفروش ترین فیلم سینمای ایران آن هم در ابتدای شروع اکران بیش از اندازه مورد توجه قرار گرفته است(در واقع اصلا شایسته این همه نقد و تحلیل نباید می بود) در سینمای آمریکا،هالیوود در کنار آثار شاخص خود آثار دیگری نیز دارد که به طنز و شوخی با همان فیلم های شاخص می پردازند مانند شوخی با فیلم های ترسناک مثل جیغ و...این فیلم ها(پاپکورنی ها)در بین مردم آنسوی دنیا نیز محبوب هستندولی آن ها هیچوقت نمی گویند که مردم ما شعور تشخیص فیلم خوب و بد را ندارند این فیلم ها نیز مانند اخراجی ها فروش خوبی دارند اما هنگامی من می گویم که سلیقه فیلم دیدنمان را بالا ببریم که فیلم اخراجی  را فیلمی سراسر معنا و مفهوم وآن را ایده آل برای الگوبرداری سایر کارگردانان بدانیم در واقع اخراجی ها همانند همان شوخی فیلم های هالیودی است که این بار ده نمکی با کلیشه های سالها سینمای دفاع مقدس شوخی کرده وفیلمی پر فروش ساخته است.

در کل ده نمکی آغازگر راهی در سینمای ایران شده است و شاهد آن،فروش باور نکردنی فیلم وساخته شدن اولین سه گانه سینمای ایران می باشدانشالله ده نمکی باتجربه این فیلم ومشاوران بهتر شماره سوم این اثر را بهتر از شماره 2 بسازد.

نوشته شده توسط رسول غروبی ,

  اقتصاد گاوي (طنز )
مرتبط با : از همه جا
ارسال شده در: جمعه 8 خرداد1388

این مطلب هم برای رهایی از اتهام است ، بخونید خیلی جالبه

اقتصاد مرسوم :

دو تا گاو ماده دارين... يكيش رو مي فروشين و يه گاو نر مي خرين...به تعداد گاوهاي گله ء شما افزوده ميشه و اقتصاد رشد مي كنه...پول براتون همينطور سرازير ميشه و مي تونين به بازنشستگي و استراحت بپردازين ...

اقتصاد هندي :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو مي پرستين و عبادت مي كنين !

اقتصاد پاكستاني :
هيچ گاوي ندارين ... ادعا مي كنين كه گاوهاي هندي مال شما هستن ... از آمريكا طلب كمك مالي مي كنين ... از چين طلب كمك نظامي مي كنين ... از انگليس هواپيماهاي جنگي ... از ايتاليا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژي ... از فرانسه زير دريايي ... از سوييس وام بانكي ... از روسيه دارو ... و از ژاپن تجهيزات ... با تمام اين امكانات گاوها رو مي خرين و بعد ادعا مي كنين كه توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتين
اقتصاد آمريكايي :
دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو مي فروشين و دومي رو تحت فشار مجبور مي كنين كه به اندازه ء ۴ تا گاو شير توليد كنه ... وقتي گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتي مي كنين ... تقصير رو گردن يه كشور گاودار ميندازين و بعد طبيعتا" اون كشور يه خطر بزرگ براي بشريت به حساب مياد ... يه جنگ براي نجات جهان به راه ميندازين و گاوها رو به چنگ ميارين !

اقتصاد فرانسوي :
دو تا گاو ماده دارين ... دست به اعتصاب مي زنين چون مي خواين سه تا گاو داشته باشين !

اقتصاد آلماني :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو تحت مهندسي ژنتيك قرار ميدين ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر مي كنن و ماهي يه وعده غذا مي خورن و خودشون شيرشون رو مي دوشن !

اقتصاد انگليسي :
دو تا گاو ماده دارين ... كه هر دو تاشون جنون گاوي دارن !

اقتصاد ايتاليايي :
دو تا گاو ماده دارين ... نمي دونين كه اونها كجا هستن ... پس بيخيال ميشين و ميرين سراغ ناهار و شراب و استراحتتون !

اقتصاد سوييسي :
۵۰۰۰ تا گاو ماده دارين ... هيچكدومشون مال خودتون نيستن ... از كشورهاي ديگه پول مي گيرين كه دارين گاوهاشون رو نگه مي دارين !

اقتصاد ژاپني :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو از نو طراحي ژنتيكي مي كنين ... هيكل گاوهاتون يك دهم اندازه ء طبيعي ميشه و ۲۰ برابر معمول هم شير توليد مي كنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون و آدامس با شخصيت گاوهاتون با چشمهاي درشت مي سازين و اسمش رو ميذارين Cowkemon و توي تمام جهان پخش مي كنين و مي فروشين !

اقتصاد روسي :
دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو مي شمرين و متوجه ميشين كه ۵ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره مي شمرين و مي فهمين كه ۴۲ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره مي شمرين و متوجه ميشين كه ۱۷ تا گاو دارين ... يه بطري (؟) ديگه باز مي كنين و به خوردن و شمردن ادامه ميدين !
اقتصاد چيني :
دو تا گاو ماده دارين ... ۳۰۰ نفر آدم دارين كه گاوها رو مي دوشن ... بعد ادعا مي كنين كه سيستم استخدامي و شغلي كاملي دارين و توليدات گاويتون در سطح بالايي قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعي رو بيان كنه بازداشت مي كنين !

اقتصاد ايراني :
دو تا گاو ماده دارين كه هر دو تاشون از باباتون به ارث رسيده ... يكيش رو  بابت عوارض و ماليات و خمس و زكات و سهم صدا و سيما و غيره باید بدید ... دومي رو هم قربوني مي كنين و نذر قبولي توي دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابي و ............. . و غيره مي كنين! ... و اقتصاد كماكان فلج مي مونه

نوشته شده توسط مجتبی نیکومقام ,

  به خاطر کوزه به سرها
مرتبط با : دلنوشته
ارسال شده در: پنجشنبه 7 خرداد1388

 

نوشته ای بود بر روی کاغدی افتاده در گوشه ای

به خاطر تمامی کوزه به سرها مرا بخوان به آئین دل

از زیر چتر تا زیر باران چقدر فاصله هست ؟ از خود بودن تا بی خود بودنت چقدر زمان لازم است؟

اگر خواهان ورودی ، اگر خواهان کمال و عرفانی هم اکنون گام اول را بردار ، به خاطر کوزه به سرها

به خاطر تمامی کسانی که در اطرافت حلقه زده اند و کوزه بر سر نامه در دست اعمال تو را می نگارند.

به کجا می روی؟

شتاب به خودت راه مده که در این راه صبر کلید تمامی قفلهاست.

حرفی مزن که سکوت خود گواه تمامی گفته هاست.

پاک کن ،

خودت را ، فکرت را ، گفتارت را ، اعمالت را ، رفتارت را و تمام دنیایی را که تاکنون برای خود ساخته بودی،

همه چیز را از نو بساز حتی خودت را

هر روز ، هر لحظه ، با هر نفس عشق و عرفان حق را استشمام کن و در خفا و پنهانی عشق بازی های عرفانی کن.

در این سرا ناخودی بهتر از بی خودیست.

تمامش بازیست و تو تنها یک بازیگری هستی که همچون بادی سرگشته و حیران ، میوزی و مینالی و زوزه کشان نقش خودت را برای مدتی معین بازی می کنی و می روی.

حال آنگونه بازی کن که بازی گردان این بازی از تو خواسته ، به خاطر کوزه به سرها

مهم نیست جنس کوزه ی تو از چیست مهم آن چیزیست که در درونش برای دیار باقی خود ذخیره خواهی کرد

نه به خاطر گوزه گر ها نه به خاطر کوزه ها بلکه به خاطر کوزه به سرها !

نوشته شده توسط سینا ساعی ,

  خلیج تا ابد فارس
مرتبط با : تاریخی
ارسال شده در: یکشنبه 3 خرداد1388

خلیج فارس. خلیج جاویدان فارس با نامی ماندگار. نامی که با ایران و ایرانی عجین شده است. نامی که حدود 2500 سال جاودانه باقی مانده و تا ابد باقی خواهد ماند. نامی که با وجود اسناد تاریخی فراوان، مورد طمع بعضی از کشورهای عربی قرار گرفته است. امان از این اعراب. اعرابی که در قرن بیست و یک، همانند دوران جاهلیت، با جعل نام این خلیج، جهالت خود را نشان می دهند. چگونه آن ها به خود این اجازه را می دهند که با وجود اسناد تاریخی فراوان، باز هم بر جعل نام این خلیج اصرار ورزند؟ وای بر ما اگر در برابر این همه تحریف و جعل ساکت بنشینیم و یا با اقدامات نسنجیده ی خود به پیشبرد اهداف  آنان کمک کنیم.

اولین سند تاریخی که بر پارسی بودن این خلیج دلالت دارد، سندی است که داریوش بزرگ در هنگام حفر ترعه ای در کانال سوئز کنونی در سال 515- 518 قبل از میلاد نوشته است. در این سنگ نبشته آمده است: « من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان كندن اين ترعه را داده ام از رودي كه از مصر روان است به دريايي كه از پارس آيد ( " درایه تیه هچاپارسا آیی تی " ). پس اين جوي كنده شد چنان كه فرمان داده ام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان كه خواست من بود ».

آوردن نام سینوس پرسیکوس ( پرسیکوس سینوس ) در اسناد یونانی هم سندی دیگری است تا بر پارسی بودن این خلیج شکی وجود نداشته باشد. یونانیان همان گونه که کشور ایران ( شهر ایران ) را پارسه یا پرسپولیس نامیدند، نام این خلیج را نیز خلیج پارس نهادند. مورخین آورده اند که محل سکونت اعراب، بین دریای سرخ و خلیج پارس بوده است. بعد ها تمامی مورخین یونانی، رومی، مصری و یهودی نیز در آثار خود این خلیج را خلیج پارس نام نهادند. پرسيكوم كيت، اکوارم پرسیکو (Aquarum persico) و ماره پرسیکوم(mare persicum) نام های دیگری است که مورخین به این خلیج دادند که همگی بر پارسی بودن این خلیج دلالت دارد. همان گونه که می بینیم نه تنها ما، بلکه جهانیان نیز این خلیج را خلیج فارس می نامیدند. البته بعدها نام این خلیج به دلیل تسلط اعراب در برهه ای از زمان بر ایران، به خلیج فارس تغییر یافت. در سندی دیگر که اخیرا در جزیره ی خارک کشف شده نیز به نام خلیج فارس اشاره شده بود. البته این کتیبه به دلیل سهل انگاری مسئولین توسط افرادی ناشناس با تبر و تیشه منهدم شد! مسعود ابن بطوطه، حمدالله مستوفي، ياقوت حموي، حمزه اصفهاني، ناصرخسرو قبادياني، ابوريحان بيروني، ابن بلخي و ..... نیز نام این خلیج ( خلیج فارس ) را در کتاب های خود ذکر کرده اند. با وجود این همه سند، اعتراض بعضی از کشورهای عربی به درج نام خلیج فارسی بر روی مدال های بازی های آسیائی تهران، خنده دار و مضحک به نظر می رسد.

سر چارلز بلگريو كه بيش از 30 سال نماينده سياسي و كارگزار دولت انگليس در خليج فارس بود، در سال 1966 میلادی، در کتاب خود عنوان کرد که اعراب ترجیح می دهند که نام این خلیج به جای خلیج فارس، خلیج ع ر ب ی باشد. از همین زمان بود که اعراب با کمک استعمار پیر( و البته سایر استعمارگران ) به خود اجازه دادند که نام جعلی خود را بر خلیج فارس بگذارند و این جعل نام بعد از انقلاب اسلامی و تقابل ایران و عراق شدت یافت و کشورهای عربی به تبلیغات علیه ایران و این نام جعلی افزودند. در این بین امارات با طمع به دست آوردن سه جزیره ی ایرانی در بین کشورهای عربی، بیشترین تبلیغات را در این زمینه انجام داد. البته این امر از آن زمان تاکنون بارها و بارها مورد انتقاد سران ایرانی قرار گرفت و بارها شاهد عکس العمل ها و فعالیت های سنجیده در این خصوص بوده ایم ولی در مقابل، در بعضی از مواقع هم با اقدامات عجیب و نسنجیده به جعل نام این خلیج کمک کرده ایم. از این اقدامات می توان از حضور در اجلاس وهمایش ها ئی که بالای سر نماینده ی کشورمان از نام جعلی خلیج ع ر ب ی استفاده شده است را ذکر کرد.

حال باید بیندیشیم و با قدرت از مواضع خود دفاع کنیم ولی با کارهائی نظیر هک سایت ها، به دلیل اعتراض به این عنوان جعلی، بهانه و دست آویز دست این کشورها ندهیم تا با مظلوم نمائی اهداف خود را پیش برند. می توانیم در سرمایه گذاری در این کشورها به خصوص امارات متحده تجدید نظر کنیم یا با تغییر نام خیابان سفارت کشور امارات به خلیج فارس، گام های موثرتری در این زمینه برداریم. مسلما این گونه فعالیت ها بسیار تاثیر گذارتر از این است که تنها درگفتار این جعل نام را محکوم کنیم. امیدواریم با برداشتن گام های موثر، از جعل نام این خلیج، که در واقع جعل تاریخ کشور ماست جلوگیری کنیم تا دیگر برای احراز حق مسلم خود مجبور نباشیم تا در اینترنت بیش از یک میلیون امضا جمع کنیم تا گوگل قانع شود که در نرم افزار گوگل ارث خود نام جعلی خلیج ع ر ب ی را کنار نام خلیج فارس نیاورد و  دانشجویان ایرانی مقیم کشورهای دیگر برای اعتراض به جعل نام این خلیج به سازمان ملل مراجعت نکنند.

نوشته شده توسط محمد صفری ,

  عقل و اندیشه
مرتبط با : اندیشه و عرفان
ارسال شده در: جمعه 1 خرداد1388

اصولا ً اکثر حالات و رفتارهایی که در حیوانات وجود دارد در انسانها نیز وجود دارد ، احساس شهوت . خوردن ونوشیدن و ... و در این میان تنهاد موهبتی که باعث تمایز انسان از حیوان می شود و وجه برتری و رجحان در او ایجاد می کند عقل است .این نعمت عظیم الهی ،بزرگترین و بهترین نعمت عطا شده به انسان است ؛وسیله ای است برای سعادت ابدی بشر و تشخیص و پیمودن راه از هزاران بی راهه ی زندگی ؛ و با آن تقریبا ً به هر چیزی می توان دست یافت در بیشتر موارد مستقیم و در بعضی موارد غیر مستقیم .هیچ چیز نیست که نتوان تصور کرد که با عقل به آن نمی توان رسید مگر ذات باری تعالی که فراتر از هر عقل است و همه ی عقول از درک آن عاجزند و تفکر در این باب نتیجه ای جز گیجی و دیوانگی در پی نخواهد داشت . ولی افسوس و هزاران فسوس که انسان قدر چیزی را نمی داند مگر اینکه برای آن زحمتی کشیده باشد و در این مورد چون این موهبت به طور کاملا ً رایگان و بدون هیچ پس و پیش پرداختی در اختیار مان قرار داده شده ما نیز آن را دست نخورده می گذاریم و صفر کیلومتر تحویل خورندگانش در زیر خاک می دهیم .در حالیکه هیچ انسانی یافت نخواهد نشد که اگر تکیه بر عقل و در کنار آن به وحی کند سر از تاریکی در آوردو عقلی نیست مگر آنکه بر نور و زیبایی هدایت می کند و نفسی نیست مگر اینکه بر تاریکی . گمراهی دلالت می کند لذا اگرانسان بتواند نفس خویش را سرکوب و عقل را پادشاه گرداند به ابر قدرتی تبدیل می شود که خداوند از خلق آن به خود تبریک گفت و آن را اشرف تمام مخلوقات خود دانست .

متاسفانه بشر امروزوحتی دیروز،خدا نکند فردا ،با پیروی نفس و کنار گذاشتن عقل درهای سعادت را یکی پس از دیگری بر روی خود قفل کی کند .به جرات می توان گفت که این روند عامل تمام بد بختی ها و سر در گمی ها و مشکلات و معضلات جهان است .عقل می گوید که انسان اگر بخواهد هر کاری را که دوست دارد انجام دهد به حیوانی بیش بدل نخواهد شد ، چرا که حیوانات چنینند ؛این مطلب یک قضیه ی دو شرطی است . یعنی این حیوانات اند که هر کاری که بخواهند انجام می دهند .حال اگر کسی هر کاری را که دلش بخواهد انجام دهد ،به طور واضح در زمره ی حیوانات قرار خواهد داشت .بعد از سلسله مراحل تفکر با عقل این مهم خود نمایی می کند که آزادی یک انسان عبارت است از انجام کارها یا کارهایی که حق انجام آنها را دارد با تکیه بر این اندیشه می توان بر بسیاری از معضلات جامعه ی اکنون ما بسان حجاب و ... فایق آمد .

از جمله تله هایی که اندیشه ی فرد در آن گرفتار می شود و از رشد و نمو باز می ماند هوش است؛ هوش زیاد نه تنها در مواردی مزیت نیست بلکه مخرب است و مسدد .به طور مثال زمانیکه فرد با هوش نظری نسبت به یک موضوع پیدا می کند ،برای دفاع از این نظر از هوش خود بهره می گیرد هر چه این فرد با هوش تر باشد از نظرش بهتر دفاع می کند ،هر چه دفاع شخص بهتر باشد ،کمتر این نیاز را احساس می کند که نظر های دیگری را جستجو کند یا به حرف کسی گوش دهد به این ترتیب است که بسیاری از ذهن های بسیار با هوش در فکر های ضعیفی محبوس می مانند ،فقط به این خاطر که قادرند از آنها خوب دفاع کنند (سلسله درس های تفکر: ادوارد  دوبونو) در این لحظه فرد احساس می کند که بر قله ی علم و دانش نشسته و خود را عالم تر می پندارد .اما دریغا که عقل مجال نمی یابد هشدار دهد که انسان هر قدر هم که بداند باز چیزی نمی داند ؛و با این وجود می توان عنوان کرد که بیشتر کسانی که هوش سرشاری دارند ولی بهره ی عقلی کم در جهل مرکب غوطه ورند .

برای خواندن ادامه مطلب روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید

نوشته شده توسط هادی نجفی ,

  بسم الله الرحمن الرحیم
مرتبط با : از همه جا
ارسال شده در: پنجشنبه 24 اردیبهشت1388

سرآغاز سخن را به نام نامی دوست نام الله مزیّن می کنیم .

ضمن عرض خوش آمد گویی خدمت شما دوست و خواننده گرامی.

امیدواریم در زیر سایه حق تعالی همیشه سربلند و سبز و صمیمی باشید.

آنچه پیش ‌روی شماست حاصل هم اندیشی‌ گروه پارسیان است که تلاش خواهند کرد به مسائل ، موضوعات و دغدغه های بشریت و جوامع امروز از زاویه ای متفاوت اما درست نگاه کنند.

باشد که مورد استفاده و عنایت شما قرار بگیرد.  نظرات و پیشنهادات سازنده شما زینت بخش وبلاگ ما خواهد شد.

نوشته شده توسط سینا ساعی ,

درباره وبلاگ
 
دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر
كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
 

 
لیست دوستان

قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com